گزيده اي از سخنان آدولف هيتلر در كتاب نبرد من

مطالعه تاريخ يعني جستجو براي كشف نيروهايي كه علل نتايجي هستند كه ما آنها را حوادث تاريخي مي خوانيم. هنر خواندن و مطالعه كردن شامل به ياد سپردن مطالب مهم و فراموش كردن مطالب بي اهميت است.

با اين فكر كه كار درست هرگز كسي را بدنام نمي كند، مهم نبود چه كاري، بنابراين تصميم گرفتم پاهايم را در آنچه برايم دنياي جديد بود محكم كنم و راه خود را پيش ببرم.

براي آنكه از مردمي كه بعدها در ميانشان زندگي كردم كاملا نااميد نشوم، مجبور بودم در يك سو ظواهر بيروني زندگي هايشانرا بگذارم و در سوي ديگر دلايلي كه آنان آنطور شده بودند.بعد مي توانستم همه چيز را بدون ياس تحمل كنم، زيرا آنان كه از تمام آن بدبختي و فلاكت و آن كثافت و تحقير ظاهري پديدار مي شدند، خود چنان انسانهايي نبودند بلكه حاصل تاسف بار قوانين تاسف بار بودند.

موضوع ملي گراكردن مردم اولين و مهمترين شرط بنيادي سلامت اجتماعي است كه زمينه هاي لازم براي آموزش فرد را فراهم مي سازد.

من تنها براي چيزي مي توانم بجنگم كه دوستش دارم. تنها چيزي را مي توانم دوست بدارم كه برايش احترام قائلم و براي احترام گذاردن به چيزي، حداقل بايد درباره آن قدري بدانم.

آنان كه هيچ دركي از دنياي سياسي اطراف خود ندارند، هيچ حقي براي انتقاد يا شكايت ندارند.

خواندن به خودي خود يك هدف نيست، بلكه وسيله اي است در خدمت يك هدف. هدف بزرگ آن پركردن چارچوبي است از استعدادها و توانايي هاي كه هر فرد دارد.

بنابراين هركس براي خود ابزار و مواد لازم براي تحقق حرفه اش در زندگي را كسب مي كند.چه اين تنها كاري براي به دست آوردن نان روزانه باشد يا حرفه اي كه به خواسته هاي بالاتر انساني پاسخ مي دهد. اين چنين است اولين هدف خواندن.هدف دوم كسب آكاهي كلي از جهاني است كه در آن زندگي مي كنيم.

همه چيز تحقير شده بود -ملت: زيرا ابزاري براي ابداع طبقه"سرمايه دار" از آن استفاده شده بود.سرزمين اجدادي: زيرا ابزاري شده بود در دست بورژوازي براي بهره كشي از توده هاي كارگر،قدرت قانون: زيرا وسيله اي بود براي زير نگه داشتن طبقه زحمتكش،اخلاقيات: به عنوان نشانه حرف شنوي و متابعت احمقانه و بزدلانه

دانستني هاي تامل برانگيز تاريخي ايران(نگاهي بر حمله اعراب به ايران)

گوشه اي از نامه سعد وقاص فرمانده قشون اسلام در ايران كه پس از فتح مدائن براي عمربن الخطاب نوشت.

به حمدو ثناي خداوند پرچم اسلام در قلب پايتخت سلاطين ساساني كه گفته مي شد نيرومندترين حكومت جهان است در اهتزاز است. من اكنون اين نامه را در خيمه اي مي نويسم كه آن خيمه در وسط باغ قصر سلطنتي مدائن افراشته شده است. اطاق هاي اين قصر مفروش از طلاست و به جاي خشت در كف اطاق ها طلا نصب نموده اند ولي من تصميم دارم كه هر چه در كف اطاق ها يا بر ديوارها هست جمع آوري نمايم و با چيزهاي ديگر براي تو بفرستم.در بعضي از اطاق هاي اين كاخ مجسمه هايي از مرمر و نقره و طلا ديده مي شود و من مجسمه هاي زرين و سيمين را با غنائم ديگر براي تو خواهم فرستاد.در اين قسر تالاري است كه مخصوص بارعام پادشاه ساساني بود و در آن تالار يك قطعه فرش گسترده شده كه گرانبهاترين فرش جهان است و قالي بافان ايران بيست و پنج سال مشغول بافتن آن بوده اند.در يك طرف اين كاخ كه من اكنون در آن سكونت دارم عمارتي است كه داراي يكصد ذرع ارتفاع مي باشد و داراي ده طبقه است.سي هزار زن در قسمتي از اين كاخ كه حرمخانه پادشاه ساساني بود زندگي ميكردند و از اين سي هزار نفر، ده هزار تن از ‹ها، زنهاي پادشاه ساساني بودند و بقيه جزو خدمه به شمار ميامدند و اينك آن ده هزار زن اسير من هستند. علاوه بر زن هاي پادشاه ساساني دختر بزرگ او موسوم به شهبانو يعني برجسته ترين زن كشور اسير من شده و من او را با اسيران برجسته به مدينه نزد تو خواهم فرستاد تا هر تصميم كه ميل داري درباره آنها بگيري. طلايي كه تا امروز نصيب ما شده به قدري است كه مسلمين مي توانند با آن عمارتي بسازند كه به جاي خشت، در آن شمش هاي طلا كار گذاشته شود و آنقدر جواهر نصيب ما گرديده كه مي توانيم جوال ها را پر از جواهر كنيم و با ترازوي رومي آن را وزن كنيم.

سنگ درماني چيست؟

زندگی ما در این دنیای مکانیکی پر از انواع استرسهای آزاردهنده است. از اینرو هر انسانی در جستجوی راهی برای دستیابی به آرامش و کامیابی در زندگی است. روشهای متعددی برای رسیدن به این اهداف وجود دارند که هر کس بر اساس اعتقادات خود و احساس نیاز، به یک یا چند روش از این روشها روی میآورد. در میان انواع روشها میتوان به مواردی از قبیل طب شیمیایی ضد-درمانی ، طب شیمیایی مشابه-درمانی، طب کل نگر ، یوگا (Yoga) و طبیعت درمانی (Naturopathy) اشاره کرد. 

سنگ درمانی یا Gemstone Therapy یکی از روشهای درمانی باستانی است که از طبیعت ریشه گرفته است. این علم در هزاران سال پیش در تمدنهای باستانی شکل گرفته و به مرور زمان به فراموشی سپرده شد درحالیکه امروزه با درک بهتر از خواص شفا بخش سنگها رو به گسترش است. سنگ درمانی یک روش بی خطر و بدون عوارض جانبی است. سنگ درمانی قادر به رفع مشکلاتی است که در حال حاضر وجود داشته و یا ممکن است در آینده بوجود آیند. نامرئی شدن این علم در قرنهای گذشته میتواند به دو علت اتفاق افتاده باشد. اول اینکه صاحبان این علم به هر دلیلی آن را به نسلهای بعد انتقال نداده و بصورت رازی سر به مهر در تاریخ نگاه داشتند. دوم اینکه هزینة بالای سنگهای قیمتی در گذشته های دور و استخراج سخت این سنگها از معادن، عاملی در جهت کمرنگ شدن علم سنگ درمانی در طول تاریخ شد. 

از دیدگاه علمی سنگها بطور مستقیم فرکانسهای ارتعاشی بدن انسان را در سطوح ملکولی تحریک میکنند. این تحریک ملکولی علت اصلی درمان بیماریها با سنگهای شفابخش است. طب آیورودا (Ayurvedic Medicine)،  طبی سنتی هند باستان است که بر پایة تئوری رنگها و انرژی شفا بخش سنگها بنا شده است. این طب معتقد است که روح و تمام اجزاء بدن انسان و همینطور همه چیز در کائنات از یک حرکت هارمونیک و موزون پیروی میکنند. هرگاه این تعادل بهم ریخته و در آن خللی ایجاد شود سنگ درمانی میتواند با ارتعاش در طول موجهای خاص، هارمونی و هماهنگی از دست رفته در سلولها را دوباره به آنها بازگرداند. بنا بر این طب، هر سنگ هارمونی مشخصی با یک یا چند عضو بدن دارد که آن را قادر به تنظیم ارتعاشات ملکولی عضو مربوطه کرده و اثر شفابخشی خاصی از خود بجا میگذارد.

مفهوم کلاسیک و باستانی علم سنگ درمانی در انرژی رنگها نهفته است که امروزه به نام رنگ درمانی نیز (Color Therapy) شناخته میشود. بمنظور درك بهتر مفهوم رنگها بايد به تئوريهاي نجوم در عصر باستان توجه كنيم. بشر از دير باز معتقد بوده است كه سيارات و ستاره ها منابع انرژي نوراني هستند. در گذشته هفت ستاره و سياره در منظومة شمسي مورد توجه بشر بوده اند. اين سيارات و ستاره ها عبارتند از خورشيد، ماه، مشتري، عطارد، زهره، زحل و مريخ كه هر يك بعنوان يك منبع نور با شدت و رنگ مخصوص به خود شناخته ميشدند. براي مثال خورشيد رنگ قرمز و گرم منتشر ميكند در حاليكه ماه نوري سرد و سفيد از خود ميتابد. به همين ترتيب زحل نور آبي، مريخ نور نارنجي و عطارد نوري سبز رنگ را از خود منتشر ميكنند. تمام اين نورها در منظومة شمسي منتشر شده و نور سفيد را تشكیل ميدهند. بنابراين زمين ما بعنوان بخشي از منظومة خورشيدي تمام اين رنگها را در قالب رنگ سفيد كه تركيبي از هفت رنگ پايه است دريافت ميكند.

در حال حاضر میدانیم که نور سفید خورشید از هفت رنگ تشکیل شده است که با یک منشور قابل تجزیه و مشاهده است. هفت رنگ قرمز، زرد، سبز، آبی، بنفش، نیلی و نارنجی با طول موجها و فرکانسهای مختلف دارای اثرات خاصی بر بدن انسان هستند. برخی از موارد اثرگذاری رنگها  بر ذهن، روح و بدن انسان بشرح زیر است:

رنگ قرمز:

رنگ قرمز شجاعت، اعتماد به نفس، گردش خون و زنده دلی را در انسان تقویت کرده و کم خونی را کاهش میدهد. طول موج رنگ قرمز منجر به ایجاد ویتامین B12 در بدن انسان میشود.

رنگ زرد:

انرژی رنگ زرد عامل در ایجاد همت بلند، دانش و معرفت، علم و اطمینان در انسان است. این رنگ عملکرد سیستم عصبی، مشکلات پوستی و سیستم گوارش را بهبود می بخشد. این رنگ بر مغز، جگر، طحال، کلیه و حافظه اثر مثبت گذاشته و نقش مهمی در تولید ویتامین A دارد.

رنگ سبز:

انرژی رنگ سبز عامل ایجاد تازه گی، شادابی، صلح و کاهش خستگی است. گفته میشود که این رنگ برای دانشمندان، حقوقدانان و بازرگانان بسیار سودمند است. این رنگ ترشحات غدة هیپوفیز را کنترل میکند.

رنگ آبی:

انرژی رنگ آبی نشانه ای از جنبه های روحانی زندگی است. این رنگ قدرت شفابخشی فوق العاده ای داشته و فعالیت مغز را کنترل میکند. این رنگ به بدن قدرت مقاومت در برابر سموم، اثرات شیطانی، میکروبها و کاهش درد میدهد. این رنگ به افرادی که در حال انجام کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی هستند کمک زیادی میکند.

رنگ نارنجی:

رنگ نارنجی ترکیبی از رنگهای زرد و قرمز است. از دیدگاه فیزیکی این رنگ بهترین محرک برای انسان در مواقع افسردگی، تنهایی و خستگی ملال آور است.

رنگ بنفش:

انرژی رنگ عاملی برای ایجاد جذابیت، چالاکی، دلگرمی و مهربانی است. این رنگ در تولید ویتامین D در بدن انسان نقش مهمی دارد.

رنگ نیلی:

رنگ نیلی نشانه ای از اتحاد، صداقت و اصالت است. این رنگ آرامش بخش سیستم عصبی، چشمها و سیستم لنفاوی است. رنگ نیلی اختلالات معده، میگرن و آب مروارید را بهبود میبخشد. این رنگ در ایجاد ویتامین K نقش مهمی دارد و ترشحات غدة هیپوفیز را کنترل میکند.

انر‍ژي نورانی رنگ سفيد تركيبي از تمام رنگهاست. اين رنگ نشانه اي از صلح، سادگي، نرم خوئي و دوستي است. اين رنگ به كساني كه از آشفتگيهاي و عذابهاي روحي، خشم زودرس و فشار خون زياد رنج ميبرند كمك مؤثري ميكند. در حاليكه اثر رنگ در زندگي بشر غير قابل انكار است اما تئوري رنگها همچنان براي بشريت پر از رمز و رازهاي ناشناخته باقي مانده است.

 

گذشتگان اعتقاد داشتند كه پرتوهاي رنگارنگ نور از سيارات و ستارگان همواره در فضاي اطراف ما پراكنده هستند و براي جذب يك نور خاص در ميان اين نورها بايد از سنگهاي خاصي استفاده كرد. آنها همچنین بر این باور بودند که انرژی نورانی رنگهای ستارگان و سیارات در سنگهای قیمتی ذخیره شده و بعد از سالهای طولانی هرگز تمام نشده و تحلیل نمیروند. آنها بر این عقیده بودند که برخي از سنگهاي قيمتي قادر به جذب انرژی نورانی ستارگان و سيارات اطراف زمين و انتقال این انرژی به بدن انسان هستند. بمنظور جذب انرژي كافي، سنگها در نقاط خاصي از بدن از جمله انگشتان، گردن و چاكراهای هفت گانه قرار داده میشدند. براي نمونه گذشتگان عقيده داشتند كه هر انگشت دست كانالهاي مستقيمي بسمت مراكز اصلي بدن انسان دارد. به همین دلیل انتخاب انگشت و سنگ مناسب در انتقال انرژي ستارگان و سيارات به داخل بدن نقش مهمي در بهبود بيماريها و افزايش توان بدن انسان داشت.

انتخاب سنگهاي قيمتي بمنظور سنگ درماني ممكن است ساده بنظر برسد اما تجربه و دانش كافي براي تحليل نوع سنگ، اندازه، رنگ و مراكز جدب انرژي در بدن انسان بسیار مهم است. هرگونه كاهش يا افزايش جذب انرژي ستارگان و سيارات در بدن ميتواند تعادل انرژي بدن را از بين ببرد. براي تنظيم دقبق انرژيهاي مثبت و منفي انواع مختلفي از سنگها در كنار يكديگر بايد استفاده شوند. بنابراين براي يك بيماري خاص ممكن است چند نوع سنگ مورد استفاده قرار گیرند. بنظر ميرسد كه استفاده از سنگهاي شفابخش به انسانها كمك ميكند تا با مشكلات و بيماريها بدون عوارض جانبي مقابله كنند. تجربيات نشان ميدهد كه برخي از بيماريهاي مزمن همچون ميگرن، آسم، بيماريهاي قلبي، تومورها، دردهاي نخاعي و ستون فقرات، فشار خون، درد معده، كليه و سنگهاي كليه، آرتروز، مرض صرع و بسياري از بيماريهاي ديگر با كمك سنگهاي شفابخش قابل درمان است. امروزه میلیونها نفر در نقاط مختلف آسیا از جمله هند، چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی از سنگ درمانی برای غلبه بر عدم تعادل ذهن، روح و بدن استفاده میکنند. در فرهنگ ما ایرانیان نیز استفاده از سنگهای شفابخشی چون عقیق در انگشتر یا سنگ فیروزه بعنوان چشم زخم که جذب کنندة انرژیهای منفی اطراف است از دیر باز مرسوم بوده که همه به اهمیت آن در فرهنگمان آگاهی داریم.

تاريخچه سنگ درماني

سنگهاي قيمتي بعلت توانايي اسرار آميزشان در شفابخشي از دير باز مورد توجه و احترام تمدنهاي باستاني همچون هند، مصر، ایران و يونان بوده اند. استخراج سنگهاي قيمتي در 7000 سال پيش در مصر و درّة اوكسوس افعانستان نشانه هايي از استخراج سيستماتیك سنگهاي قيمتي در مصر و ایران باستان است. از گذشته های دور سنگهاي قيمتي جزئی جدا نشدنی از تاج پادشاهان بوده اند. با دقت به تاج پادشاهان عصر باستان میتوان مشاهده کرد که اغلب تاجها در وسط دو چشم و روي پيشاني، حاوی یک سنگ گرانبهای درشت در نقش چشم سوم پادشاه بوده اند. پادشاهان بر این عقیده بودند که این چشم سوم با استفاده از قدرتی اسرار آمیز میتواند به آنها در گسترش نفوذ به سرزمینهای تحت حکومتشان مؤثر باشد.

در میان فرهنگها و تمدنهای بشری، تمدن هند باستان بیشترین توجه را به خواص درمانی سنگها و سنگ درمانی داشته است. وِدا (Veda) کتاب مقدس هندوها، شامل مطالب کاملی از خواص درمانی و کاربرد سنگها در زندگی انسان است. دستورالعمل استفاده از سنگهای شفابخش بشکل بسیار دقیقی در کتاب جیوتیش (Jyotish) و گورودا پورانا (Guruda Purana) ذکر شده است. بعنوان مثال در این کتابها چگونگی پوشش سنگها روی بدن و تهیة انواع اکسیرها از سنگهای شفابخش ذکر شده است. 

استفاده از سنگهای قیمتی ارتباط تنگاتنگی با کیهان شناسی و پزشکی در کتب مقدس هندوها دارد. سنگهای قیمتی از گذشته های دور برای هدایت نیروهای طبیعی بسمت اهداف و آرزوهای انسان استفاده شده اند. معمولاً اهداف و آرزوهائی همچون ثروت، اثرگذاری، محبوبیت، پیشگیری و درمان بیماریها مورد توجه بشر بوده و هستند. در حال حاضر تجربه های اثبات شدة بیشماری از اثر شفابخش سنگها وجود دارد. امروزه سنگها در علوم مدرن هم جایگاه بسیار مهمی دارند. بعنوان مثال استفاده از کریستالهای کوارتز در ساخت ساعت و اجزاء کامپیوتر یا استفاده از یاقوت در ساخت لیزرهای پزشکی تنها نمونه های کوچکی از کاربرد سنگهای قیمتی در عصر مدرن هستند.

دانستني هاي جالب  در مورد ايران باستان

در عهد باستان ايران كنوني با نام ( ايريان وائي جا) كه معناي لفظيش ( جايگاه نشيمن آريان) است شناخته مي شد. در بندهاي ۱۳ و ۱۴ ميتريشت(مهريشت) كه كهنترين اثر ديني قوم آريا و مربوط به هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح است تصريح شده كه ايزد (ميتر) از فراز كوه هرابرز  (يعني قله دماوند) سرزمين هاي آريايي را نگهباني مي كند.

بنا بر عقيده مردمان آريايي،روح انسان پس از مرگ او از كالبد خاكيش رها شده و به عالم اختران مي رود. اين روح را فره وهر مي ناميدند. فره وهر ها- بعقيده آنها هرساله همراه بهار در اول ماهي كه به نام آنها نامگذاري شد ( اكنون ماه فروردين) به زمين مي آمدند و بركات آسماني را با خود به زمين مي آوردند و در سيزدهمين روز فروردين به آسمان ها بر مي گشتند.در يكي از آخرين روزهاي اسفند( ماه مقدس) براي استقبال از فره وهر ها مراسم باشكوهي توسط مردم برگزار مي شد كه با افروختن آتش در آن شب بر فراز بلندي ها به قصد روشن نگه داشتن سطح زمين همراه بود ( اكنون چهارشنبه سهران ) سپس در روز سيزده فروردين براي بدرقه فره ورها به دشتها رفته و جشن بر پا مي كردند.